زندگی من سـانـدویـچ سـردی اسـت
که ابتدا و انتهایش طـعم نان می دهد
و میان آن هـــیــچ نـیـسـت
به جـز خـاطره !!!
***
smsهـای عـاشـقانه ام را
که فـقط به تـو می نـوشـتـم ،
برای هـمـه می فـرستادی !
دنیا را عـاشق کرده ای و خود ،
از هـفت دولـت آزادی !!!
| [ بستن ] |
| [ بستن ] |
| [ بستن ] |
ســهــم مــن
زندگی من سـانـدویـچ سـردی اسـت
که ابتدا و انتهایش طـعم نان می دهد
و میان آن هـــیــچ نـیـسـت
به جـز خـاطره !!!
***
smsهـای عـاشـقانه ام را
که فـقط به تـو می نـوشـتـم ،
برای هـمـه می فـرستادی !
دنیا را عـاشق کرده ای و خود ،
از هـفت دولـت آزادی !!!
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
تنها
هـمانند سـربازی که از چنگ بازگشته ،
مـحتاج نوازش دسـت هایـت هـستم .
باور کن که دلتنگی ، دلتنگی ...
دلتنگی مرگ تدریجی ست !
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
قـبـولـم داشـته بـاش!
به حرف هایم گوش کن !
وقتی از تو می خواهم که به حرف هایم گوش کنی
و تو هـمان وقت شروع می کنی به نصیحت کردن ،
در واقع خواسته مرا تامین نـمی کنی .زمانی که
از تو می خواهم به من گوش دهی و تو می پــرســی :
" چــرا؟" احساسات مرا جریحه دار می کنی.هنگامی
که از تو می خواهم به من گوش فرا دهی ،اما تو
سعی می کنی مشکلات مرا حل کنی ،به نظرم بیگانه
می آیی .گوش کن !هـمه آن چـه می خواهم این است
که فقط به حرف هایم گوش دهی ؛ نه حرف بزنی ،
نه کاری انـجام دهی ، فقط به من گوش بده .مـن
به نصیحت هم نیاز ندارم . بنابراین لطفا فـقط
به من گوش کن ، و اگر خواستی حرف بزنی ،صـبـر
کن تا نوبت تو برسد ،آن گاه من به حرف های تو
گوش خواهم داد.من هستم پــس وجود مرا جدی بگیر.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
عـاشـق بـاش و عـاشـقـانه زنـدگـی کـن
مهربانی ، شکر گزاری است
روزی که به دنیا آمدی خدا هـمه وفور نعمت در
کاینات رابا بـخـشـشی کبـریایی به تو هدیه داد.
فرشته ای به نام مادر را ،
که مظهر عشقی بی توقع است ،بر بالینت نشاند..
گهواره پـیـچـیـده حریرت را در دستان پـر مهر پـدر ،
نرم به خواب دعوت می کرد .هر آن چـه آموختی ،
با نگاه پر عطوفت معلم بر لوح دلت جای گرفت
ترانه باز باران بـا تــرانـه ، بـا گوهرهای فراوان...
زیر گنبد رنگین کمان هر بهار،
سـقـف فـلک راچراغـانـی می کرد...
و تو با برگ های تازه سبز می شدی و با خزان
برگ ها،رنگ نارنـجی شان را زیر گام های رشد ،
به تـماشای آب شـدن هــــمه یخ های زمان می نشستی...
در روزگارت ، هــیــچ لـحظه ای نــا پـدیـد نشده
و اگر هـمه رازها را آشکار
نـمی بینی پـنـجـره دیده خود را ببند...
دق الباب بر قلب خـویش کن و ...
از آنچه بی ریا عطا شده بـیـامـوز کـه هــمـه خواست خداست
آن شـکر گزاری است که با مـهـر بـر لـب نــجــوا شود ...
هر قدم که به سـوی یک چــشــم منتظر برداری
هر احـساسی که بر روی صـورت بنمایانی
یک تشکر از خداست ، کـه آن هـم بی جـواب نـخـواهـد ماند...
وقتی پــاداش در مهرورزی خـلاصـه می شود و بس ...
به خودت ببال که می بینی ،می فهمی و مهر الهی
در وجودت ریشه دارد.اگر بـتــوانـی بیشـتـر بنگری ،
کمی بیشـتـر هــم ســاده خــواهی بـــود، و کمی بیشـتـر
مهربان و با گذشت روز گارت را سـپـری خواهی کرد .
حرکت به سوی نور شتاب نـمی خواهد ،
مرکب عشق می طلبد بگذار تمام انرژی تو در
نگاهی پــر مهر مشتاق بـخـشـیده شـود...
عـشـق اگر در هـمه وجودت جریان داشته باشد ،
تو رابه رقص وا می داردو لـحظه ای فرا می رسد
که روحـت ، اسیر پــیــکری سـخـت نـیـسـت ...
هـمه در دل تو جای خواهند گرفت و
رقص و شادی دیگرانهـمه آنــچــه که بـخشیده ای
را به هزاران برابر دریافت خواهد کرد .
و تو با تـجلی خویش ،مرزی باقی نگذاشته ای...
هـمین جا و هم اکنون مهربان باش ، شکر کن
و با شور مهر بـخـشـیدن ، زنـدگـی کن !
بـجنـب . " تنبلی مـمنوع " ![]()
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [2] |
وقـتی خـدا هست هـیچ دلـیلی بـرای نـا امیـدی نـیـست
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
آدم خودخواه و ریا کاری نیستی.
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
آدم صـادق و درسـتکاری هستی .
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
آدم مـهربون و متواضعی هستی .
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
آدم مـحـتـرمی هستی و ذهن بازی داری .
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
آدم سخت کوشی هستی و کار خیلی ها رو راه
می اندازی .
چه قدر خوبه که بدونی یکی می خواد بهت بگه
که ...
هـمیشه خـودتو تـشویق می کنی که از درون
اصـلاح بـشی .
هـمیشه به جای یاس و ناامیدی ، شور و شوق
زیـادی داری .
به جای نادرستی، پــاکی ودرستی رو پـیـشه راهت کردی .
به جای تکـبـر و خود خواهی ، تواضع و فروتنی
رو در پــیــش گـرفـتی .
به جای حرص و طمع ، آدم دست و دل بازی هستی.
به جای بد جنسی ، خیلی با ایمان و درستکاری.
به جای دو رویی و ریا خیلی یک رنگ و خالصی.
حالا که می تونی توجه و لطف خـدا رو به خودت
جلب کنی ، این عبارت ها رو به خودت و قلب و
ذهنت تلقین کن :
اگر می خـوای واقـعا برنده و فـاتـح بـازی
زندگی ات باشی ،
مـنـتظر دیگران نـمون تا تـشـویـقت کـنن ،
به نفس درونی خودت که بهترین مشوقه رجوع کن ،
برای هر کسی که بـهت نزدیکه ارزش و اعتبار
قـایل شـو ،
چون ممکنه یه روز از خواب بلند شی وببینی که،
یه گوهر ارزشـمند و گرانبها رازمانی از دست
دادی که درگـیر گـرفتاری هـات بـودی ...
وقتی خدا هست هـیـچ دلیلی برای نا امیدی نیست.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
شـقـایـقـم ...گل تـنـهـای مـن
زیر باران
زیر باران بـیـا قـدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هـم بزنیم
نو بگوییم و نو بـیـنـدیشیم
عادت کـهنه را به هـم بزنیم
و ز باران کـمـی بـیامـوزیم
که بباریم و کم حـرف بـزنیم
کم بباریم اگر ، ولی هـمه جا
عالـمی را به چـهره نـم بـزنیم
چـتــر را تا کـنیم و خـیس شویم
لحظه ای پــشــت پــا به غم بزنـیم
سخن از عشق خود به خود زیباست
سخن عاشقانه ای به هـم بزنیم
قـلم زنـدگی به دسـت دل اسـت
زنـدگی را بـیـا رقـم بـزنیم
" سالکم " قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بـیـا قـدم بـزنیم
حـرف از " شـقایق " تنها ،
" مـریـم " بی کـس بزنیم ...
زیر باران بـیـا قـدم بـزنیم...
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
تـقـدیـم به لـطـافـت بـاران و عـطر گـل مـریــم
جستجو
امشب کـوچـه هـا از هـمه شبهای دگر بارانی تر است
و من در جـستجوی تکه ای از ماه هـستم که در
رودخانه افتاده است.بی خوابی به سراغم آمده
و تـمام کــوچــه را نفس می کشد. ماجرای شب های
جـنونـم را برای مرغ شـباهـنگ تکرار می کنم.
در بـهشـتی از غـرور و تـمنا فـرو می رود و
باور ندارد که من هـر شـب تا سـحـرگاهان در
جستجوی تکه ای ازماه هستم تا آن را به خانه
بیاورم و هـمدم تـنها ییم باشد.خاطرات طلایی
شب ها هـمیشه در کــوچــه های ذهنم باقی می ماند.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
امـیـدوار قـدم بردار! گــل من
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد.
اگر سفر نکنیم.
اگر مطالعه نکنیم.
اگر به صدای زندگی گوش فرا ندهیم.
اگر به خودمان بـها ندهیم.
مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد.
هنگامی که عـزت نفس را در خودمان بکشیم
و هنگامیکه دست یاری دیگران را رد کنیم
مـرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد.
اگر بنده عادت های خویش باشیم
و هـر روز یک مسیر را بــپـیـمـایـیــم.
اگـر دچــار روز مرگی شـویم
اگر تغییری در رنگ لباس خویش ندهیم.
یاباکسانی که نمی شناسیم سرصحبت راباز نکنیم.
مرگ تدریجی ما آغاز خـواهد شـد.
اگر احساسات خود را بیان نکنیم.
مـرگ تدریجی ما آغاز خواهد شـد.
اگر تـحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم
هنگامیکه از حرفه یا عشق خود ناراضی هستیم.
اگر حاشیه امنیت خود را برای آرزویی
نا مطمئن به خطر نیندازیم.
اگر به دنـبـال آرزوهـایمان نـباشـیم.
اگر به خودمان اجازه ندهیم برای یک بار
هم که شده از نصیحتی عاقلانه بگریزیم.
بیایید زندگی را از امروز آغاز کنیم.
بـیایید امروز خطر کنیم.
هـمین امروز کاری بکنیم.
اجازه ندهیم دچـــار مرگ تدریجی بـشویم!
شاد بودن را فراموش نکنیم.
عاشق بودن را تـجربه کنیم.
و لبخند بزنیم.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
گناهکار
یـک پــلــک زدن غافل از آن ماه نباشیم
شـاید که نگاهی کند ، آگاه نباشیم.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
گناهکار
امان ز لـحظه غفلت، که تو شاهدم باشی...
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |