زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد.
با وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد.
این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است.
| [ بستن ] |
| [ بستن ] |
| [ بستن ] |
دوست
زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد.
با وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد.
این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
دوست
تمام عمر آدمی یک نفس است
آن یک نفس فدای یک هم نفس است
گر نفسی با نفسی هم نفس است
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
دوست
عشق با روح شقایق زیباست،
عشق با حسرت عاشق زیباست،
عشق با نبض دقایق زیباست،
عشق با زهر حقایق زیباست،
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
دوست
باز مینویسم از امید و ماندن عشقی بزرگ
تو که چشمانت به زیبایی رنگین کمان بعد بارون بهاره
دستانت به مهربانی خود باران
من در افاق نگاهت در انتهای سو سوی چشمانت گم شده ام
این دلم که هدیه خداست تقدیم به تو
من مثل کویری سرد بودم
از نوازش بارانی بر وجودم بی نصیب بودم
تو همان باران بودی که بر من باریدی
که من شدم سبزه زار اعجاز و جود پاکت
من افتاده ای بودم در اغوش گنگ سکوت شب
تا که مهربانی دستانت بر سرم کشیده شد
تا دوباره روز را از دریچه چشمانت دیدم
دستانت اسمانی بود
نمی دانم شاید هم دستانت از اسمان بر من خاکی بارید
ای عشق تو که امدی در کنارم
نقش عشقی اتشین در قلبم باقی مانده
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
دوست
چرا مرا نمی کشد خدای چشم های تو میان آب و آتشم برای چشم های تو قسم به ساحت غزل دقیقه ای هزار بار دلم عجیب می کند هوای چشم های تو چقدر با ستاره ها به لحن آب و آیینه شبانه حرف می زنم به جای چشم های تو از آن شبی که دیدمت همان یکی دو قرن پیش نشسته ام کنار دل به پای چشمهای تو سکوت گاه گاه تو مرا شکنجه می دهد
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
دوست
عاشقی یعنی نشستن زیر حسرت شقایق، با چشای خیس و گریون بری تا نبض دقایق، عاشقی یعنی گذشتن از زمان و هر زمینی ، چشات رو همش ببندی تا که غیر از اون نبینی ، عاشقی یعنی رسیدن به دل و خون جگرها ، راضی باشی به گل زرد ، بگذری تو از اگرها ،عاشقی یعنی شمردن شبا رو دونه به دونه توی خوابت تو بگردی پی اون خونه به خونه ، عاشقی یعنی پریدن از رو قله خوشی ها بری تا عمق صداقت دور
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
دوست
بیایییم مهربانی را چون آب رودها در لحظه لحظه بودن جاری سازیم.
بیاییم دوستی را چون پهنای اقیانوسها بیکران سازیم.
بیاییم دوست داشتن را چون گلهای بهاری همیشه در باغ جان و دل سبز نگه داریم.
بیاییم مهر را بسان مهر آسمان همیشه بر بلندای قلب و جانمان داشته باشیم.
بیاییم دوست داشتن را همراه نفسهایمان سازیم.
بیاییم چون محمد، امین همدیگر، چون ابراهیم، خلیل یکدیگر، و چون موسی، کلیم هم باشیم.
چرا نیستیم ، چرا مهربان نمی شویم و چرا لحظه ها را درک نمی کنیم؟
مهر را نمی بینیم تا مهربان شویم.
محبت نمی کنیم تا همدم شویم.
و هزاران هزار لحظه هر سال، فقط یک لحظه را لحظه « تولد» خویش می دانیم و آن را جشن می گیریم.
ولی برای هزاران و گاه میلیون ها لحظه « بودن» گاه لحظه ای نمی اندیشیم.
گاه « بودن» را چنان در قید شرایط محیط قرار می دهیم که دیگر اراده، همت، اندیشه، ... همه از خاطرمان می رود و در این لحظه، « بودن» مفهومی اجباری و تحمیلی می یابد.
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [1] |
دوست
زندگی قافیه شعر من است شعر من وصف دلارایی توست
در ازل شاید این سرنوشت من بود
میسرایم به امیدی که تو خوانی
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
بی مقدمه
هر چه هستم ... هر چه باشم باورم شادی توست ...
تو که در تاریکی شب ... تو که در حجم سکوت ... تو که در سینه ی من جا داری
تو که در تنها ترین خانه ی دل جا داری ...
خسته ام می دانی ؟ خسته از تکرار دیروزها و فرداهااااااااااا
خسته از بعد سکوت و غم ویرانه ی خویش
اما بدان ....
تا که هستم ... تا که باشم ای نازنین ... با توام ای بهترین افسانه ام .../ 

لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |
دوستت دارم تقدیم به تک ستاره قلبم
دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام این گل سرخ من است دامنی پر کن ازاین گل که دهی هدیه به خلق که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست راز خوشبختی هر کس به پرا کندن اوست در دل مردم عالم به خدا روح خواهد بخشید وتو ای خوب من این نکته به تکرار بگو این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت نه به یک بار به ده بار به صد بار بگو دوستم داری را از من بسیار بپرس دوستت دارم را با من بسیار بگو
لینک به این مطلب |
نوشته شده توسط مینو | نظرات [0] |